مثلاً، ممكن است آن را والتر كاتن فرانسيسي انگليسي نوشته باشد،1 كه رئيس ديوان توبه و آمرزش پاپ بود و در رد اخترگويي را نوشت. متأسفانه موج اخترگويي نيرومندتر از قدرت پاپها بود، كليسا نتوانست اخترگويان را شكست دهد، تنها آنان را سرزنش كرد، خاطيان سختتر را كيفر داد، با ديگران مدارا كرد و از شدت رسوايي كاست.
3. انگلستان. مكتب انگليسي بيشتر رياضي بود تا نجومي. بيشك معلماني از قبيل دُنْـس اسكوت (سيزدهم ـ 2) ممكن بود از كليات اصول نجوم بحث كنند. انديشههاي نجومي اسكوت از همكيشان فرانسيسياش اخذ شده بود و اگر مختصر بگوييم، اين انديشهها پيرو بطليموس و ضدارسطويي بود. گروه رياضيدانان انگليسي بهخاطر اينكه خيلي زود گرايش تخصصي يافتند جالب توجهاند. در اينجا به كساني برميخوريم كه قطعاً رياضيداناند نه فيلسوف و ما ميتوانيم آنان را رياضيدانان حرفهاي بناميم. شيفتگي آنان را مدرسهاي رسمي بهنام مِرتُن در آكسفورد تقويت ميكرد (مقدمه، ج 2، ص 1752) كه ميتوان آن را قديمترين مدرسهٴ رياضي (و نجوم) در اروپاي مسيحي دانست. از ده رياضيدان برجستهٴ انگليسي در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم، پنج تن حتماً و دو يا سه تن احتمالاً با مدرسهٴ مِرتُن در ارتباط بودند.
پيش از گفتوگو از كارهاي آنان، بايد خاطرنشان كرد كه در آنجا كمتر از فرانسه علاقه به حساب جديد بهچشم ميخورد. ما دو رساله در باب حساب جديد به انگليسي داريم كه موٴلف هردو ناشناس و خود رسالهها ناتماماند. اولي شرحي است بر كتاب معروف رسالهٴ فن حساب
از الكساندر ويلديويي (سيزدهم ـ 2) و ديگري قطعهٴ كوچكي است (550 كلمه) فقط دربارهٴ عددنويسي.2 حساب ذهني برادواردين توضيحي دربارهٴ اعداد جديد نداده است.
اما كالج مِرتُن نه تنها پرورشگاه رياضيدانان، بلكه محل آموزش فيزيكدانان هم بود و ميتوان اسقفها را هم بدان افزود، چون در اندكي بيش از يك قرن، شش تن از اسقفان انگليسي فارغالتحصيل مِرتُن بودند. بدبختانه آگاهي ما دربارهٴ نخستين دانشمندان مِرتُن بسيار ناقص است، چون بخش مهمي از كتابخانه و بايگاني مِرتُن در نيمههاي سدهٴ شانزدهم به عنوان كاغذ باطله فروخته شد. بهگفتهٴ توماس آلن رياضيدان (1542 ـ 1632)، يك گاري از نسخههاي